![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای یک غریبه! |
|
آن گاه که فضای وجودت را تهی از عشق یافتی ، پنجره ی دلت را به روی عشق بگشای تا عشق را بیابی
زمانی که تمامی رگ و پی جانت عشق را طلبید ، کافی است چشم بر هم بگذاری و بدان بیندیشی ، یقین بدان آن گاه عشق در وجودت به غلیان افتاده است
هنگامی که دریافتی غرامت تنهاییت را تنها عشق می تواند پر کند ، کافیست آغوش بگشایی و عشق را با ذره ذره ی وجودت لمس کنی آن گاه که حساب عاطفی خود را خالی یافتی و بر ریتم یکنواخت قلبت تاسف خوردی، به عشق پناه ببر و صندوقچه ی قلبت را از سرمایه ی عشق انباشته کن.
آن گاه که سرمای روزمرگی ، احساس را در رگ هایت منجمد ساخت ، تنها حرارت عشق است که قادر به بازگرداندن شور و گرمای اشتیاق به رگ های وجود است
و سر انجام بدان :
در بازار مکاره ی زندگی تنها تاجرهایی موفق هستند که کالای پربهای عشق بی آلایش خود را نثار تمامی خریدارهای مشتاق آن نمایند و گنجینه ی سینه را از شور و عشق محبت ، صفا و یک دلی انباشته نمایند
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 18:49 توسط ميثم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سكوت دشوار است.
در ابتدا افكار هجوم مي آورند و سكوت تو را آشفته مي سازد. نگران نباش; رفته رفته غبار افكار و دغدغه ها فرو مي نشيند و صداي خوبي و پاكي و زيبايي و خدا از ژرفاي .سكوت شنيده مي شود در سكوت است كه حادثه هاي بزرگ رخ مي دهد. |
| پیوندها |
|
من خدا گم کرده ام راه حقيقت حرف دل زندگی یک نفس در مسیر پرواز آرزوى گمشده |
|
RSS
|