تبليغاتX
صداي سكوت - چقدر تهي!
یادداشتهای یک غریبه!
آن گاه که فضای وجودت را تهی از عشق یافتی ، پنجره ی دلت را به روی عشق بگشای تا عشق را بیابی زمانی که تمامی رگ و پی جانت عشق را طلبید ، کافی است چشم بر هم بگذاری و بدان بیندیشی ، یقین بدان آن گاه عشق در وجودت به غلیان افتاده است هنگامی که دریافتی غرامت تنهاییت را تنها عشق می تواند پر کند ، کافیست آغوش بگشایی و عشق را با ذره ذره ی وجودت لمس کنی آن گاه که حساب عاطفی خود را خالی یافتی و بر ریتم یکنواخت قلبت تاسف خوردی، به عشق پناه ببر و صندوقچه ی قلبت را از سرمایه ی عشق انباشته کن. آن گاه که سرمای روزمرگی ، احساس را در رگ هایت منجمد ساخت ، تنها حرارت عشق است که قادر به بازگرداندن شور و گرمای اشتیاق به رگ های وجود است و سر انجام بدان : در بازار مکاره ی زندگی تنها تاجرهایی موفق هستند که کالای پربهای عشق بی آلایش خود را نثار تمامی خریدارهای مشتاق آن نمایند و گنجینه ی سینه را از شور و عشق محبت ، صفا و یک دلی انباشته نمایند
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 18:49  توسط ميثم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سكوت دشوار است.
در ابتدا افكار هجوم مي آورند
و سكوت تو را آشفته مي سازد.
نگران نباش;
رفته رفته غبار افكار و دغدغه ها
فرو مي نشيند و صداي خوبي
و پاكي و زيبايي و خدا از ژرفاي
.سكوت شنيده مي شود
در سكوت است كه حادثه هاي
بزرگ رخ مي دهد.

نوشته های پیشین
تیر 1388
فروردین 1388
آذر 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
پیوندها
من خدا گم کرده ام
راه حقيقت
حرف دل
زندگی یک نفس
در مسیر پرواز
آرزوى گمشده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM